خانه
گاما

درسنامه آموزشی عربی کلاس نهم

درس 3: جِسْرُ الصَّداقَةِ

بازدید186/5 K
تاریخ بروزرسانی1401/08/22

اَلْمُعْجَم: (24 کلمهٔ جدید)

أُجرَة: کرایه، مُزد إخْوان: یاران، برادران «مفرد: أَخ»
اِعْتَذَرَ: معذرت خواست (مضارع: یَعْتَذِرُ) أَعْجَز: ناتوان‌ترین
توجَدُ: وجود دارد جِسْر: پُل «جمع : جُسور»
حَسِبَ: پنداشت (مضارع: یَحْسَبُ) خَمسَةٌ وَ عِشرونَ أَلفاً: بیست و پنج هزار
رَجاءً: لطفاً (رَجاء: امید) رَجیم: رانده شده
شغَلِّْ: روشن کن (ماضی: شَغَّلَ/ مضارع: یُشَغِّلُ) عَجَزَ: ناتوان شد (مضارع: یَعْجِزُ)
عَدوّ: دشمن (جمع: أَعْداء) غَضِبَ: خشمگین شد (مضارع: یَغْضَبُ)
غَضْبان: خشمگین قاطِعُ الرَّحِم: بُرندۀ پیوند خویشان
قَبَّلَ: بوسید (مضارع: یُقَبِّلُ) قَسَّمَ: تقسیم کرد (مضارع: یُقَسِّمُ)
کَشَفَ: آشکار کرد (مضارع: یَکْشِفُ) لانَرکَبُ: سوار نمی‌شویم (ماضی: رَکَبَ)
مَخْزَن: انبار (جمع: مَخازِن) مَرافِقُ صِحّیَّةٌ: سرویس بهداشتی 
مُعَطَّل: خراب مُکَیِّف: کولر

نَصِّ الدَّرسِ: جِسْرُ الصَّداقَةِ

پل راستگویی

کانَ حمیدٌ وَ سعیدٌ أَخَوَینِ. هُما کانا فی مَزْرَعَةِ قَمْحٍ؛ فی أَحَدِ الْأَیّامِ وَقَعَتْ عَداوَةٌ بَیْنَهُما وَ غَضِبَ الْأَخُ الْأَکْبَرُ «حَمیدٌ» عَلَی الْأَخِ الْأَصْغَرِ «سَعیدٍ» وَ قالَ لَهُ: «اُخْرُجْ مِنْ مَزرَعَتی.»
حمید و سعید دو برادر بودند؛ آن دو در یک مزرعۀ گندم (در مزرعۀ گندمی) بودند؛ در یکی از روزها میانشان دشمنی افتاد و برادر بزرگ‌تر حمید بر برادر کوچک‌تر خشم گرفت و به او گفت: «از مزرعه‌ام خارج شو.»

وَ قالَتْ زَوجَةُ حمیدٍ لِزَوجَةِ سعیدٍ: «اُخْرُجی مِنْ بَیتِنا.»
و همسر حمید به همسر سعید گفت: «از خانه‌مان خارج شو»

فی صَباحِ أَحَدِ الْأَیّامِ طَرَقَ رَجُلٌ بابَ بَیْتِ حمیدٍ؛ عِنْدَما فَتَحَ حمیدٌ بابَ الْبَیتِ؛ شاهَدَ نَجّاراًً؛ فَسَأَلَهُ: «ماذا تَطْلُبُ مِنّی؟»
در صبح یکی از روزها مردی در خانهٔ حمید را زد، وقتی که در خانه را باز کرد، نجاری را دید و از او پرسید: «از من چه می‌خواهی؟»

أَجابَ النَّجّارُُ: «أَبْحَثُ عَنْ عَمَلٍ؛ هَل عِنْدَکَ عَمَلٌ؟»
نجار جواب داد: «دنبال کاری می‌گردم (در جست‌وجوی کاری هستم)، آیا کاری داری؟»

فَقالَ حمیدٌ: «بِالتَّأکید؛ عِندی مُشکِلَةٌ وَ حَلُّها بِیَدِکَ.»
حمید گفت: «البته؛ مشکلی دارم و حل آن در دست توست.»

قالَ النَّجّارُ: «ما هیَ مُشکِلَتُکَ؟» أَجابَ حمیدٌ: «ذٰلِکَ بَیتُ جاری؛ هوَ أَخی وَ عَدوّی؛ اُنْظُرْ إِلَی ذٰلِکَ النَّهْرِ؛ هوَ قَسَّمَ الْمَزرَعَةََ إِلَی نِصفَینِ بِذ‌ٰلِکَ النَّهرِ؛ إِنَّهُ حَفَرَ النَّهْرَ لِأَنَّهُ غَضْبانُ عَلَیَّ. عِندی أَخْشابٌ کَثیرَةٌ فِی الْمَخْزَنِ؛ رَجاءً، اِصْنَعْ جِداراً خَشَبیَّاً بَینَنا.»
نجار گفت: «مشکلت چیست؟» حمید جواب داد: «آن خانه همسایه‌ام است؛ او برادرم و دشمنم است؛ به آن رودخانه نگاه کن؛ او مزرعه را با آن نهر (جوی) به دو نیم تقسیم کرده است؛ او نهر را کنده است (حفر کرده)؛ زیرا از من عصبانی است (بر من خشمگین است). چوب‌های بسیاری در انبار دارم؛ لطفاً دیواری چوبی میان ما بساز.»

ثُمَّ قالَ لِلنَّجّارِِ: «أَنا أَذْهَبُ إلَی السّوقِ وَ أَرجِعُ مَساءً.»
سپس به نجار گفت: «من به بازار می‌روم و بعد از ظهر (اول شب) بر می‌گردم.»

عِنْدَما رَجَعَ حمیدٌ إِلَی مَزرَعَتِهِ مَساءً تَعَجَّبَ کَثیراً؛ النَّجّارُ ما صَنَعَ جِداراً؛ بَلْ صَنَعَ جِسْرا عَلَی النَّهْرِ؛ فَغَضِبَ حمیدٌ وَ قالَ لِلنَّجّارِ: «ماذا فَعَلْتَ؟! لِمَ صَنَعْتَ جِسْراً؟!»
هنگامی که حمید بعد از ظهر به مزرعه‌اش برگشت خیلی تعجب کرد، نجار دیواری نساخت؛ بلکه پلی روی نهر ساخت؛ سپس حمید خشمگین شد و به نجار گفت: «چه کردی؟! چرا پل ساختی؟!»

فی هذا الْوَقتِ وَصَلَ سعیدٌ وَ شاهَدَ جِسْراً فَحَسِبَ أَنَّ حمیداً أَمَرَ بِصُنْعِ الْجِسْرِ؛ فَعَبَرَ الْجِسْرَ وَ بَدَأَ بِالْبُکاءِ وَ قَبَّلَ أَخاهُ وَ اعْتَذَرَ؛ ذَهَبَ حمیدٌ إلَی النَّجّارِ وَ شَکَرَہُ وَ قالَ: «أنتَ ضَیفی لِثَلاثَةِ أَیّامٍ»
در این وقت، سعید رسید و گمان کرد که حمید به ساختن پل دستور را داده است؛ سپس از پل عبور کرد و شروع به گریستن کرد و برادرش را بوسید و عذر خواست. حمید به سوی نجار رفت و از او تشکر کرد و گفت: «تو برای سه روز مهمان منی.»

اِعْتَذَرَ النَّجّارُ وَ قالَ: «جُسورٌ کَثیرَةٌ باقیَةٌ؛ عَلَیَّ الذَّهابُ لِصُنْعِها.»
نجار عذرخواهی کرد و گفت: «پل‌های زیادی مانده است، باید برای ساختن آنها بروم.»

درست یا نادرست (صفحهٔ 32 کتاب درسی)

 

با توجّه به متن درس درستی یا نادرستی جمله‌های زیر را معلوم کنید.

1- قالَتْ زَوجَةُ حمیدٍ لِزَوجَةِ سعیدٍ: اُخْرُجی مِنْ بَیتِنا. درست
همسر حمید به همسر سعید گفت: از خانه ما خارج شو.

2- صَنَعَ النَّجّارُ جِداراً خَشَبیّاً بَینَ الْأَخَوَینِ. نادرست
نجار دیواری چوبی بین دو برادر ساخت.

3- بَقِیَ النَّجّارُ فی بَیتِ حمیدٍ لِثَلاثَةِ أَیّامٍ. نادرست
نجّار سه روز در خانه حمید ماند.

4- سعیدٌ قسَّمَ المَزرَعَةَ إِلی نِصفَینِ. نادرست
سعید مزرعه را به دو قسمت تقسیم کرد.

5- ما نَدِمَ سعیدٌ وَ ما قَبَّلَ أَخاهُ. نادرست
سعید پشیمان شد و برادرش را بوسید.

6- حمیدٌ أَکبَرُ مِنْ سعیدٍ. درست
حمید از سعید بزرگ تر است.

بدانیم: فِعْلُ الْأمْرِ (1)

یا وَلَدُ، اِفْعَلْ
یا بِنْتُ، اِفْعَلی

لِمَ أَنتَ وَحیدٌ؟ اِلْعَبْ مَعَ زُمَلائِکَ.
چرا تو تنهایی؟ با هم کلاسی‌هایت بازی کن.

لِمَ أَنتِ وَحیدةٌ؟ اِلْعَبی مَعَ زَمیلاتِکِ.
چرا تو تنها هستی؟ با هم کلاسی‌هایت بازی کن. 

با فعل امر آشنا شوید.
به فرق میانِ فعل‌های مضارع و امر توجّه کنید و ترجمهٔ آنها را یاد بگیرید.

شخص فعل مضارع فعل امر

تو (مذکر)

تَفْعَلُ
(مفرد مذکر مخاطب)

انجام می‌دهی

اِفْعَلْ
(مفرد مذکر مخاطب)

انجام بده

تو (مونث)

تَفْعَلینَ
(مفرد مؤنث مخاطب)
اِفْعَلی
(مفرد مؤنث مخاطب)

فرق فعل مضارع و فعل امر را کشف کنید.

فعل مضارع فعل امر فعل مضارع فعل امر
تَسْمَعُ: می‌شنوی اِسْمَعْ: بشنو تَعْلَمینَ: می دانی اِعْلَمی: بدان
تَجْلِسُ: می‌نشینی اِجْلِسْ: بنشین تَجْلِبینَ: می‌آوری اِجْلِبی: بیاور
تَکْتُبُ: می‌نویسی اُکْتُبْ: بنویس تَصْدُقینَ: راست می‌گویی اُصْدُقی: راست بگو

ترجمه کنید.

اِبْحَثْ عَنِ الْمِفتاحِ. کلید را پیدا کن. اِزْرَعی قَمْحاً. گندم بکار
اِرْفَعْ عَلَمَ إیران. پرچم ایران را بلند کن ﴿اِرْجِعی إلی رَبِّکِ﴾ به سوی پروردگارت بازگرد
اُطْلُبْ خَیْرَ الْأُمورِ. بهترین کارها را درخواست کن. اُشْکُری أُمَّکِ. از مادرت تشکر کن

التَّمارین

التَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 43 کتاب درسی)

 

درستی یا نادرستی جمله‌های زیر را بر اساس حقیقت بنویسید.

1- اَلْفَلّاحُ یَعْمَلُ فِی الْمَزرعةِ وَ الْموَظَّفُ یَعْمَلُ فِی الْإدارَةِ. درست
کشاورز در کارگاه و کارمند در اداره کار می‌کند.

2- مَرقَدُ الْإِمامِ الثّالِثِ فی مَدینَةِ مشهد فی مُحافَظَةِ خراسان. نادرست
مرقد امام سوم در شهر مشهد در استان خراسان است.

3- اَلْمَخزَنُ مَکانٌ نَجْعَلُ وَ نَحْفَظُ فیهِ أَشیاءَ مُختَلِفَةً. درست
انبار مکانی است که در آن چیزهای مختلفی را قرار می‌دهیم و نگهداری می‌کنیم.

4- بَعدَما صَدَمَتْ سَیّارَةٌ عابِراً، یَأْتی شُرطیُّ الْمُرورِ. درست
*** پلیس راهنمایی و رانندگی می‌آید.

5- اَلْجِسْرُ مَکانٌ یَرقُدُ فیهِ الْمَرضَی لِلْعِلاجِ. نادرست
پل مکانی است که در آن بیماران برای معالجه بستری می‌شوند.

التَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 43 کتاب درسی)

 

جمله‌های زیر را با توجّه به تصویر ترجمه کنید.

تنیس روی میز

رَجاءً، اِلْعَبی مَعَنا کُرَةَ الْمِنضَدَةِ.
لطفا همراه ما تنیس روی میز (پینگ پونگ) بازی کن.

فوتبال

رَجاءً، اِلْعَبْ مَعَنا کُرَةَ الْقَدَمِ.
لطفا همراه ما فوتبال بازی کن.

التَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 44 کتاب درسی)

 

آیات شریفهٔ زیر را ترجمه سپس فعل‌های امر را معلوم کنید.

1- ﴿رَبَّنا آمَنّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرّاحِمینَ﴾ (مؤمنون 109)
(ای) پروردگارِ ما، ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن، حال آنکه تو بهترین رحم‌کنندگانی.
اغْفِرْ- ارْحَمْ

2- ﴿رَبَّنَا افْتَحْ بَینَنا وَ بَینَ قَومِنا بِالْحَقِّ وَ أنتَ خَیرُ الْفاتِحینَ﴾ (اعراف 89)
(ای) پروردگارِ ما، میانِ ما و مردم مان از روی حق راهی بگشا، حال آنکه تو بهترین راهگشایانی.
افْتَحْ

3- ﴿وَ اکْتُبْ لَنا فی هٰذِهِ الدُّنیا حَسَنَةً وَ فِی اَلآخِرَةِ ...﴾ (اعراف 156)
و در این دنیا و در آخرت برایمان نیکی بنویس.
اکْتُبْ

4- ﴿... اُنْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ﴾ (آل عمران 147)
ما را بر قوم کافران یاری کن.
اُنْصُرْ

5- ﴿قالَ فَاخْرُجْ مِنها فَإنَّکَ رَجیمٌ﴾ (حجر 34)
گفت: پس، از آن خارج شو زیرا تو (بی گمان تو) رانده شده‌ای.
اخْرُجْ

6- ﴿وَ ادْخُلی جَنَّتی﴾ (فجر 30)
و واردِ بهشتِ من (باغِ من) شو.
ادْخُلی

التَّمْرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 44 کتاب درسی)

 

هر کلمه را در جای مناسب از جدول بنویسید.

صِعاب / صالِحات / راحِمونَ / زَوْجَة / جِسْرَینِ / تِلمیذَتانِ

مفرد مؤنّث مثنّای مذکّر مثنّای مؤنّث جمع مذکّر سالم جمع مؤنّث سالم جمع مکسّر
زَوْجَة جِسْرَینِ تِلمیذَتانِ راحِمونَ صالِحات صِعاب

التَّمْرینُ الخامِسُ (صفحهٔ 45 کتاب درسی)

 

ترجمه کنید، سپس فرق جملهٔ خطاب به مذکر را با جملهٔ خطاب به مؤنث توضیح دهید.

1- یا أَخی، اِسْمَعْ کَلامَ مُدَرِّسِنا.
ای برادرم، سخن معلم‌مان را بشنو (گوش کن).

2. یا أُخْتی، اِسْمَعی کَلامَ مُدَرِّسَتِنا.
ای خواهرم، سخن معلم‌مان را بشنو (گوش کن).

3- یا أَیُّهَا التِّلْمیذُ، اُشْکُرْ رَبَّکَ.
ای دانش آموز، از پروردگارت سپاسگزاری کن.

4- یا أَیَّتُهَا التِّلْمیذَةُ، اُشْکُری رَبَّکِ.
ای دانش آموز، از پروردگارت سپاسگزاری کن.

التَّمْرینُ السّادِسُ (صفحهٔ 45 کتاب درسی)

 

گزینهٔ مناسب را انتخاب کنید.

1- ........ مَنْ فِی الأَرضِ، یَرْحَمْکَ مَنْ فِی السَّماءِ. (اِرْحَمْ - اُسْجُدْ)
به کسی که در زمین است رحم کن تا آنکه در آسمان است به تو رحم کند.

2- اَلْمُهَندِسونَ صَنَعوا ........ لِعُبورِ السَّیّاراتِ. (جِسْراً - مَخزَناً)
مهندسان پلی برای عبور ماشین‌ها ساختند.

3- سَعیدٌ ....... الْمَزرَعَةَ إِلَی نِصفَینِ بِذٰلِکَ النَّهرِ. (قَسَّمَ - حَسِبَ)
سعید با آن رود مزرعه را به دو نیم تقسیم کرد.

4- عَجَزَ الْمَریضُ فَ........ فِی الْمُستَشفَی. (رَقَدَ - حَفَرَ)
بیمار ناتوان شد پس در بیمارستان بستری شد.

5- ظَلَمْتَ صَدیقَکَ فَهوَ ........ عَلَیکَ. (أَحَبُّ - غَضْبانُ)
به دوستت ستم کردی پس او بر تو خشمگین شد.

6- جارُنا یَعْمَلُ فی ....... الْکَراسیِّ. (مَلْعَبِ - مَصْنَعِ)
همسایه ما در کارگاه صندلی سازی کار می‌کند.

التَّمْرینُ السّابِعُ (صفحهٔ 46 کتاب درسی)

 

کلمه‌های مترادف و متضاد را دو به دو کنار هم بنویسید.

حَیاة / جَمال / تِلْمیذ / عِندَما / حَزین / قُبْح / مَحْزون / لَمّا / شَقاوَة / طالِب / سَعادَة / مَماة

جَمال $ \ne $ قُبْح
شَقاوَة $ \ne $ سَعادَة
تِلمیذ = طالِب
عِندَما = لَما
حَزین = مَحزون
حَیاة $ \ne $ مَماة

کَنْزُ الْحِکْمَةِ (صفحهٔ 46 کتاب درسی)

 

بخوانید و ترجمه کنید؛ سپس فعل‌های ماضی، مضارع و امر را تشخیص دهید.

1- اِعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ. (رسول الله (ص))
بدان که پیروزی (یاری) همواره بردباری (صبر) است.

2- لا یَشْکُرُ اللهَ مَنْ لا یَشْکُرُ النّاسَ. (رسول الله (ص))
کسی که از مردم سپاسگزاری نمی‌کند از خدا هم سپاسگزاری نمی‌کند.

3- أَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اکْتِسابِ الْإخوانِ. (امام علی (ع))
ناتوان‌‌ترین (عاجز‌ترین) مردم کسی است که از به دست آوردن دوستان (برادران، یاران) ناتوان است.

4- إِذا قَدَرْتَ عَلَی عَدوِّکَ؛ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُکْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَیْهِ. (امام علی (ع))
هرگاه بر دشمنت چیره شدی (قادر شدی)؛ بخشش او را شکرانهٔ چیرگی (قدرت یافتن) بر او قرار بده.

5- اَلْعِلْمُ وَ الْمالُ یسَْتُرانِ کُلَّ عَیْبٍ وَ الْجَهْلُ وَ الْفَقْرُ یَکْشِفانِ کُلَّ عَیْبٍ. (رسول الله (ص))
دانش و دارایی (علم و ثروت) هر عیب و نادانی‌ای را می‌پوشانند و نادانی و نداری (جهل و فقر) هر عیبی را آشکار می‌کنند.

فعّالیت (صفحهٔ 47 کتاب درسی)

 

یک متن کوتاه عربی (قرآن، حدیث، داستان، لطیفه ...) پیدا کنید که فعل امر داشته باشد.

قالَت الوالدهُ لِطفْلَتِها: مادر به دختر کوچکش گفت:
إذهبی إلی ساحه المنزلِ و اُنظُری هل السماءُ صافیهٌ أم سَحابیهٌ به حیاط خانه برو و ببین آسمان صاف است یا ابری؟
فعل امر: إذهبی - اُنظُری

اَلْأَربَعینیّات

درس 3: جِسْرُ الصَّداقَةِ